خوش آمد گویی

دوستان گلم با سلام.

خیلی خیلی خوش آمدید.امیدوارم وقتی خواستید از اینجا بروید از آمدنتون پشیمان نشده باشید.با نظرای زیباتون در ارائه وبلاگی بهتر کمکم کنید لازم به ذکر است که به هرکدام از نظرها که نیاز باشد پاسخشان را در زیر آنها خواهم داد.(نظرها و جوابشون هم که دادم هم جالبند وقت داشتین بخونین).راستی سمت چپتون اون پایینه آمار گیر یه کلید هستش که نوشته اگه جرات داری کلیک کن!!!!حالا هر کدوم از دوستای گلم که جرات کرد (شک دارم کسی پیدا بشه) آخر بار نظرش رو تو همین پست برام بنویسه.

¤¤¤دوستتون دارم خیلی زیاد¤¤¤

حکم؟؟؟

خدا

تنها جایی که “حجاب” داشت هنگام نماز خواندن بود؛



گویا تنها کسی که به او “محرم” نبود “خدا” بود ...

جلسه خصوصی مورخ ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۱

 محل برگزاری جلسه خصوصی

 

مورخ ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۱

ادامه نوشته

چـــــــــــــرا باید تو جامعه ای زندگی کنیم که؟؟؟

چرا باید تو جامعه ي زندگی کنیم که با کلاسيش اينه که انگليسي حرف بزنی و اصطلاحات انگليسي به کار ببري؟؟؟

دختراش با هرزگي، سيگار و مواد، خفن و با کلاس مي شن!!!

پسراشم با پول ماشين (پدر) آدم بشن و هر چقدرم بي ناموس بازي در بيارن با دختراي مردم،خفن ترن!!!

چرا باید تو جامعه اي زندگی کنیم که اگر اس ام اس فارسي بدي به کسي بهت مي

گن امل،اما همون مردم دم از ايراني بودن، آريايي بودن مي زنن؟؟؟

چرا باید تو جامعه اي زندگی کنیم که معياره بعضي آدم هاش، پول، محل زندگي طرفه

نه ادب شعور طرف؟؟؟

کلاً چرا باید  تو جامعه اي زندگی کنیم که دعا هر روز شون اين که اسراييل حمله

کنه،اما خودش واسه تغيير و پيشرفت مملکتشون کاري نمي کنن؟؟؟

سال روز بزرگ مرد ایران مبارک

در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد

هيچ كس عصباني نيست ،

هيچ كس سوار بر اسب نيست ،

هيچ كس را در حال تعظيم كردن نمي بينيد،

هيچ وقت برده داري در ايران مرسوم نبود ،

در بين اين صدها پيكر تراشيده شده حتي يك تصوير برهنه وجود ندارد .

اين است آداب اصيل ما


نامه ای از خدا به بنده هاش

امروز صبح که از خواب بیدار می شدی نگاهت می کردم

شاید برای اتفاق خوبی که برایت افتاد از من تشکر کنی

اما متوجه شدم که خیلی مشغول انتخاب لباسی هستی

که می خواستی بپوشی وقتی داشتی این طرف و آن طرف

می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم حتما دقیقه ای وقت داری

که به من سلام دهی اما تو خیلی مشغول بودی

ادامه نوشته

گل سرخ

گروه اینترنتی ایران ناز | www.irannaz.com

زندگی چون گل سرخ است

پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف...

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند...!

تحقیر خویش

هفت بار روح خویش را تحقیر کردم :

نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی ، خود را فروتن نشان دادم.

دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها لنگیدم.

سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت ، آسان را برگزیدم.

چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شدم و به خویشتن تسلی دادم که دیگران هم گناه می‌کنند.

پنجمین بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدم و صبر را حمل بر قدرت و توانایی‌اش دانستم.

ششمین باز زمانی که چهره‌ای زشت را تحقیر کردم ، در حالی که نمی‌دانستم آن چهره ، یکی از نقابهای خویش است.

و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشودم و انگاشتم که فضیلت است.

قل هو الله احد.....

خدایا!

نه انقدر پاکم که مرا کمک کنی ...

و نه انقدر بدم که رهایم کنی ...

میان این دو گم شده ام و هم خود و هم تو را آزار می دهم .

هرچه تلاش کردم نتوانستم آنی شوم که تو می خواهی

و هرگز دوست ندارم آنی شوم که تو رهایم کنی ...

که آنقدر تنها هستم که بی تو یعنی هیچ ... یعنی پوچ...


خداوند هم تنهاست...
هیچکس نفهمید که خداوند هم تنهاییش را فریاد میزند ........
قل هو الله احد.....

خرید شوهر


یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.

این مرکز، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد.

اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما آن مرد را انتخاب می کردند و اگر به طبقه ی بالاتر

می رفتند دیگر اجازه ی برگشت نداشتند و هرکس فقط یک بار می توانست از این مرکز استفاده کند.

روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.


در اولین طبقه، بر روی دری نوشته بود: " این مردان، شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.”

دختری که تابلو را خوانده بود گفت: “خوب، بهتر از کار داشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینیم بالاتری ها چگونه اند؟ ”

پس به طبقه ی بالایی رفتند…

در طبقه ی دوم نوشته بود: “ این مردان، شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند.”

دختر گفت: “هوووومممم… طبقه بالاتر چه جوریه…؟ ”

طبقه ی سوم: “ این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند و در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند.”

دختر: “وای…. چقدر وسوسه انگیر… ولی بریم بالاتر.” و دوباره رفتند…

طبقه ی چهارم: “ این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند.

دارای چهره ای زیبا هستند. همچنین در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند و اهداف عالی در زندگی دارند”

آن دو واقعا به وجد آمده بودند…

دختر: “وای چقدر خوب. پس چه چیزی ممکنه در طبقه ی آخر باشه؟”

پس به طبقه ی پنجم رفتند…

آنجا نوشته بود:

“ این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند!

از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیم!

جالب و دیدنی

 

دوستان عزیز اینجا کلیک کنید و بعد از Load شدن Start را بزنید و زوم کنید.

                                                                                   نظر هم فراموش نشه

خصـــــــــــوصی

 

 

سلام.دوستانی که به پست خصوصی دعوت شده اند لطفاً بیان ادامه مطلب

ادامه نوشته

عید سعید فطر

زنگ آخر


آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه
می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی
را کلاه گذاشت.
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش
از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.

آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال
سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار
نمی توان به آن پاسخ داد.

خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها
بنویسند

دیروز میگفتم...

دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون ..

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان

الو....الو خدا...الو

الو، الو، سلام خدا
الو، صدام مياد بالا؟

الو خدا كارت دارم
نذار كه شارژ كم بيارم

الو مي خوام داد بزنم
خدايا پشت خط منم

الو ميشه جواب بدي
به اين دلم يه تاب بدي

الو دارم ميشم خفه
باز اين دلم توي صفه

الو دارم يه دنيا درد
كي با دل ما تا نكرد؟!

الو خدا بي قرارم
الو صداتو ندارم

الو خدا كجايي پس؟
خسته شدم از اين قفس

الو پرم از استرس
شدم زيردردا پرس!

الو وقتي تنها ميشم
فقط خودت مياي پيشم

الو تو دسترسي خدا؟
حسابمو بده جدا

الو خدا، روم سياهه
نذار برم به بيراهه

الو دلم خسته شده
بال و پرم بسته شده

الو ميشه بدم پيام
رخصت ميدي پيشت بيام؟

الو ببخشيدا خدا
اگه شدم پراز خطا!

الو خدا شارژ ندارم
پس دلو پيشت مي ذارم